تبليغاتX
اومان

اومان

افشارستان

 

افشارستان - موسیقی تلفیقی - میلاد درخشانی

تار، درامز، گیتار بیس، پیانو، تنبک، دف، سنتور، گیتار الکتریک، نی، هارمونیکا (ساز دهنی)، کمانچه.

دانلود (از دل زنده دها)

+   Tue 10 Nov 2009    اومان  | 

متدولوژی ابله (رویکردی پدیدارشناختی به عناصر کارکردی ساخت آگاهی در زندگی روزانه!!!!)

       مسیر خانه تا کتابخانه را پیاده می روم هر روز. یک مسیر ثابت را انتخاب کرده ام، از کوچه پس-کوچه ها می گذرد. عوام الناس هر روز مرا کیف به دست می بینند که از همان مسیر همیشگی در همان زمان همیشگی با همان ریخت همیشگی از جلوشان رد می شوم، و با این وجود دست از سر کچلم بر نمی دارند! با نگاهشان دمبالم می کنند. من هم بهشان نگاه می کنم و کم کم دارم متوجه می شوم از نوع نگاهشان می شود به گونه ای سنخ شناسی (typology) رسید! بعضی با تعجب نگاه می کنند، بعضی با تمسخر و تحقیر، بعضی با تحسین، بعضی با ترس! و این بستگی به پیشینه ی اجتماعی و فرهنگی فرد بیننده دارد. سر کچل من اینجا نقش یک اثر هنری در موزه را دارد! و  واکنش های متفاوتی را بر می انگیزد. در این حالت آدم متوجه تاثیر ساختار فرهنگی و روند عادت شدن همه ی آن چیزهایی می شود که عمومن در جامعه جنبه ای تکراری داشته اند. داشتن مو بر سر یک پدیده ی عادی و بهنجار محسوب می شود که کسی هم توجه خاصی به آن نشان نمی دهد. اما همین پدیده ی کاملا ساده وقتی نقض می شود همگی توجه شان جلب می شود و واکنش نشان می دهند. چه چیزهای دیگری هست که به سبب عادت کاملا طبیعی به نظر می رسند، درحالی که صرفن نوعی از انواع هستند و لزومن تنها حالت درست نیستند؟
       در زندگی روزانه نوعی روش خاص برای "نگاه" به پدیده های روزانه هست که من آن را خیلی خوش دارم. نمی دانم چه طور به این روش رسیدم. گمانم به تدریج در تجارب روزانه ی زندگی ام به آن رسیدم.  می توانید خود را در حالتی فرض کنید که گویی از جوامع ابتدایی ناگهان به دنیای امروزی وارد شده اید.  بعد شروع می کنید به تمام رخدادها از این زاویه نگاه کردن. چه سودی دارد؟ باز تعریف پدیده های روزمره (routine). نوع روابط با آدمهای دیگر. میزان سودمندی کارهایی که هر روز انجام می دهید. حتا خود معیاری که برای ارزش گذاری این روزمره ها به کار می برید. مفهوم واقعی تمام آن چیزهایی که به نظر برایتان مهم محسوب می شوند. آیا واقعن مهم هستند؟ بر چه اساس؟ چون همیشه مهم بوده اند؟ همیشه مهم بوده اند؟ به خودتان نگاه می کنید. به احساسات مختلفی که در طول روز برایتان رخ می دهد. و در نقش یک ابله و در جایگاه پرسشگر قرار می گیرید و از خودتان سوالهای احمقانه می پرسید. این آن روش خاصی است که خوش می دارم. حتا در مقابل دیگران هم می توانید از ین روش استفاده کنید. البته کمی تبعات منفی هم دارد! مثلن ممکن است دیگران فکر کنند شما ابله هستید! تکنولوژی یکی از مسائل اصلی در این پژوهش هایِ "ابلهانه" محسوب می شود. پیچیده شدن امور زندگی. و در نتیجه ی آن تغیر شیوه ی تفکر و رویکرد آدمها نسبت به مفهوم زندگی. نسبت به این پرسش که "ما برای چه زندگی می کنیم". آیا نسبت به همه ی کارهایی که روزانه انجام می دهیم آگاهی درستی داریم؟ یا تنها تصور می کنیم که اینها کاملن طبیعی هستند چون همیشه اینجوری بوده است؟

(پانوشت: هارولد گارفینکل بیاید لنگ بیاندازد.)

 

michel foucault

+   Sat 7 Nov 2009    اومان  | 

شور رومی

 

مولویه - The Passion of Rumi

شهرام ناظری - حافظ ناظری

                                           دانلود

+   Sat 7 Nov 2009    اومان  | 

6 جهت

 

۶ جهت و برون ۶ - علی بلبلی

سفر به تبت، ایران، چین، هند، سرزمین عرب و آذربایجان

بر اساس شعرهای مولانا

                                                       دانلود (از دل زنده ها)

                                   

+   Thu 5 Nov 2009    اومان  | 

چهل تکه

 

بی خوابی زده است به سر. صبح علی الطلوع باید بروم پی دوستی نادیده و ناشناخته که چند کتاب از بلاد طهران برایم خواهد آورد. الان لابد توی قطار روی تخت اش دراز کشیده و سمفونی تالاق تولوق را و هارمونی درک ناشدنی سیلان اندیشه اش را، به رسم امروزی موسیقی تلفیقی، در هم می بافد. از اهالی اگر باشد البته! جناب شهرام خان ناظری، پور برنایی دارد حافظ نام. آلبومی دارند، پدر و پسر، به نام مولویه. یک قطعه ی تک نوازی سه تار دارد. اگر بشود گفت سه تار. دوستی (که در باب سازهای سیمی دانش خوبی هم دارد) می گفت سه تارش را خودش ساخته. نامش هم حافظ گذاشته. پرده ندارد این ساز. من که دانش دقیقی در باب موسیقی ندارم. همین قدر می فهمم که این آقا کاری کرده با این ساز، کارستان. محسن آقا نامجو با همه ی آن آوانگارد بازی هایش، لنگ باید بیندازد جلوی شیخ ما. ما که هر بار نوای حافظ می نیوشیم، نعره ها بر می آوریم و خرقه بر تن می دریم!

هیچ می دونستین که سکوت بین نُت های موسیقی، چقدر توی فضاسازی تاثیر داره؟ سکوت. من این رو اول بار از کارهای اشتراوس فهمیدم. همون که کوبریک توی فیلم اودیسه ی ۲۰۰۱ ازش استفاده کرده. سکوت احساس رو می کشه (به کسر ک) تا برسه به نت بعدی. سکوت شب چی؟ از هیاهوی دیروز تا هیاهوی فردا؟ جان کیج میگه صدای ماشین های توی خیابون هم می تونه موسیقی باشه. تقصیری نداره. تنش خورده بود به تن این طرفی ها. بچه های تبت. سکوت ذهن چی؟

 

 

+   Thu 5 Nov 2009    اومان  | 

به تماشای آبهای سپید

 

حسین علیزاده - ژیوان گاسپاریان  ( نامزد جایزه ی گرمی Grammy 2006 )

دانلود

+   Wed 4 Nov 2009    اومان 

نامزدهاي بهترين آثار داستاني 10 سال اخير معرفي شدند

به مناسبت دهمين سال برگزاري جايزه ادبي نويسندگان و منتقدان مطبوعات، هيات داوران اين جايزه، نامزدهاي بهترين رمان و بهترين مجموعه داستان 10سال اخير را معرفي کردند. احمد غلامي دبير جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات اعلام کرد در اين دوره ضمن برگزاري دهمين دوره کتاب سال به روال گذشته، در بخش ويژه «رمان و مجموعه داستان برتر دهه» نيز بهترين رمان و مجموعه داستان دهه از ميان تمام نامزدهاي 10سال اخير اين جايزه معرفي خواهند شد. 10 نامزد بخش رمان از ميان ´´ رمان برتر اين 10 سال و 10نامزد بخش مجموعه داستان از ميان ³¸ مجموعه داستان برتر اين دهه انتخاب شده اند. 10 نامزد بخش بهترين رمان دهه به اين شرح اند؛ آداب بي قراري- يعقوب يادعلي (نيلوفر)، از شيطان آموخت و سوزاند- فرخنده آقايي (ققنوس- ناشر اول؛ مولف)، اسفار کاتبان- ابوتراب خسروي (قصه- آگه)، برهنه در باد- محمد محمدعلي (مرکز)، چراغ ها را من خاموش مي کنم- زويا پيرزاد (مرکز)، درخت انجير معابد- زنده ياد احمد محمود (معين)، شهري که زير درختان سدر مرد- خسرو حمزوي (روشنگران)، نيمه غايب- حسين سناپور (چشمه)، همنوايي شبانه ارکستر چوب ها- رضا قاسمي (نيلوفر- ناشر اول در ايران؛ آتيه) و هيس/ مائده، وصف، تجلي- محمدرضا کاتب (ققنوس). همچنين 10نامزد بخش بهترين مجموعه داستان دهه به اين شرح معرفي شده اند؛ احتمال پرسه و شوخي- يعقوب يادعلي (نيم نگاه)، باغ هاي شني- حميدرضا نجفي (نيلوفر)، بلبل حلبي- محمد کشاورز (چشمه- ناشر اول؛ قصه)، پوکه باز- کورش اسدي (آگه)، تمام زمستان مرا گرم کن- علي خدايي (مرکز)، جايي ديگر- گلي ترقي (نيلوفر)، خنده در خانه تنهايي- بهرام مرادي (اختران)، عاشقيت در پاورقي- مهسا محب علي (چشمه)، کنسرت تارهاي ممنوعه- حسين مرتضاييان آبکنار (آگه) و هتل مارکوپولو- خسرو دوامي (نيلوفر). غلامي همچنين خبر داد مجموعه داستان «مکث آخر» نوشته يونس تراکمه (نشر قصه) از نامزدهاي دوره پنجم جايزه، پس از راي گيري در ميان 10نامزد قرار گرفت اما به دليل حضور تراکمه در ميان داوران اين دوره، کتاب او از فهرست نامزدها حذف شد و با راي گيري مجدد، کتاب ديگري جايگزين آن شد. پيشتر نيز اعلام شده بود «احتمالاً گم شده ام» نوشته سارا سالار، «موناليزاي منتشر» نوشته شاهرخ گيوا و «نگران نباش» نوشته مهسا محب علي نامزدهاي بخش رمان و «آنجا که پنچرگيري ها تمام مي شوند» نوشته حامد حبيبي، «برف و سمفوني ابري» نوشته پيمان اسماعيلي و «ديوانه در مهتاب» نوشته حميدرضا نجفي نامزدهاي بخش مجموعه داستان در دهمين دوره جايزه ادبي نويسندگان و منتقدان مطبوعات هستند. امسال در دهمين دوره اين جايزه از «ابراهيم گلستان» داستان نويس پيشکسوت نيز تجليل خواهد شد.

منبع:    روزنامه اعتماد

+   Wed 4 Nov 2009    اومان 

خودکشی با

 

 

+   Tue 3 Nov 2009    اومان 

هیچ

 

صبح بیدار شدم. صدای بارون میومد که به شیشه ی گلخونه می خورد. اوه باید اون شیشه ی شکسته رو عوض کنم. بیچاره مادر دو هزار بار بهم گفته! چند وقته صبحا کله ی سحر از خواب بیدار میشم و دیگه نمی تونم بخوابم. معمولن ساعت شیش و نیم! گاهی پنج. و اگه خیلی آشفته باشم، چهار. صبح بارون می بارید. الان هوا ابریه. این بار دیگه من هم موافقم که هوا یه کمی دل گیره. آخه برای من هوای ابری معمولن دل گشاست تا دل گیر. احساس می کنم تو تمام هستی تنهام! و این به خاطر این شورنوازیه شورمندانه ی حسین آقا علیزاده ست که همین الان دانلودش کردم! امروز جمعه ست. احساس تنهایی. احساس دل گرفتگی. این ها برای من پیام منفی ندارن. من دیوانه وار مشتاق نظاره ی هر احساسی در خودم هستم. میدونید چی می گم؟! دل تنگی، اساسن بد نیست. درون من مثل یه جدول میمونه که هر خونه ش برای یه احساس خاصه. این خونه ها پر که میشن، من پر میشه! و این خونه ها رو من تقسیم نمی کنم به دو دسته ی احساسات بد و احساسات خوب. فقط احساسات. بی صفت! حتا خود احساس غم، چیز بدی نیست. اتفاقن غم بیشتر از شادی من رو ژرفا میده. ژرف. این کلمه رو دوست دارم! من، به روایتی میشه گفت، آدم بی«شعور»ی هستم! وقتی شادم، به خودم می گم: تو شادی! و مثل عقب مونده های ذهنی به شادیم نگا می کنم و نگا می کنم. وقتی غم گینم، وقتی دارم گریه می کنم، به خودم میگم: تو داری گریه می کنی! و عین یه احمق نفهمی که اصلن شعور نداره، به اشک نگا می کم و نگا می کنم. و در هر حالتی، هر چی که پیش میاد، فقط بلدم بگم: اوه، چه جالب! حسین آقا هنوز داره شور می زنه. ابرا هنوز دارن احساس پراکنی می کنن. شیشه ی شکسته هنوز منتظره. و من هنوز همون بی شعوری هستم که هستم. هستم که هستم.

دانلود آلبوم ماه و مه - حسین علیزاده - تکنوازی با ساز شورانگیز (از وبلاگ دل زنده ها)

 

بودا

+   Fri 30 Oct 2009    اومان  | 

موسیقی کلاسیک

 

شناخت موسیقی کلاسیک - دکتر شاهین فرهت

دانلود از وبلاگ دل زنده ها

+   Thu 29 Oct 2009    اومان 

ساختار مسلط یا آگاهی فردی؟

 

هنرمندان پرفورمنس کار، در شلوغی پر هیاهوی خیابانهای نیویورک، مثل دیوانه ها کارهای "بی معنی" می کنند.
جان کیج در اجرای کنسرت پیانویی در مقابل شنوندگان حاضر در سالن، ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه سکوت را می نوازد.
فیلیپ گلس به تبت می رود. بودایی می شود، و در بازگشت به اروپا موسیقی مینیمال را به اوج می رساند: یک تم ساده مدام تکرار می شود. تکرار می شود. ساده.
موندریان در روند هنری خود تا آنجا پیش می رود که سر انجام با کشیدن چند مربع رنگی، تابلوی نقاشی اش را به کمال می رساند.
هنر مدرن، یک سنگ توالت را بی هیچ تغییری، صرف قرار دادن در نمایشگاهی، تبدیل به یک اثر هنری می کند.
مورسو، از بوی دریای پشت میله های زندان مست می شود. (راستی مورسو بیگانه بود یا همه ی آن دیگران؟)
تئاتر ابزورد، نیهیلیسم را به اوج می رساند و در ساده ترین رفتارهای آدمیزادی طنزی از یاد رفته را بازنمایی می کند.

روزگاری دوستان خوش فکر من در فرانکفورت، پیش بینی پیامبرگونه ی حضرت مارکس را از حوزه ی اقتصاد به حوزه ی فرهنگ گسترش دادند. انسانها دیگر حتا توان اندیشیدن درباره ی این را از دست داده اند که: "واقعن برای چه زندگی می کنیم؟"

(ارجاعات شاید چندان دقیق و درست نبوده باشند.)

Marcel Duchamp  1917

+   Thu 29 Oct 2009    اومان  | 

کاروان شرق - موسیقی تلفیقی

 

تلفیقی از موسیقی ایرانی، هندی و چینی

دانلود از وبلاگ دل زنده ها

 

 

+   Thu 29 Oct 2009    اومان 

درس گفتارهای قاتی پاتی 1

 

(توضیح: توی این نوشته ها دمبال نظم خاصی نباشید. حوصله ندارم منظم بنویسم.)

۱- توی جامعه شناسی هر کس که به نحوی مخالف حفظ نظام موجود باشه و گرایش به ایجاد تغییرات ساختاری در سیستم جامعه داشته باشه، بهش میگن مارکسیست! حالا جالب تر اینکه اصلن جریان اصلی رشد رشته ی جامعه شناسی توی مسیری بوده که بیشتر در جهت حفظ نظام موجود جامعه نظریه پردازی کرده. یعنی جامعه شناسا بیشتر دمبال این بودند که به نحوی بتونن تنش های جامعه رو شناسایی کنن و یه فکری برای حل این تنش ها بکنن. خوب این مخالف اون گرایشیه که جامعه شناسان مارکسیست دارن. یعنی یه جورایی میشه گفت اصولن جامعه شناسان دو دسته ی کلی هستند: یا جامعه شناسند یا مارکسیست!! یعنی جامعه شناسی مترادف شده با جریان محافظه کاری.
موضوع از این قراره: جامعه مجموعه ای از آدمهاییه که دور ه جمع شدن و توافق کردن که با هم زندگی کنند. خوب این مجموعه باید نظم داشته باشه. هرچی تعداد افرادش بیشتر بشه منظم کردنش سخت تر میشه. بنابراین باید به شیوه های مختلف جامعه رو از بی نظمی و آشفتگی دور نگه داشت. خوب شما فکر کردین مثلن مذهب کارش چیه؟ که با خداوند متعال آشناتون کنه؟ نه خیر. مذهب به شیوه های مختلف آدما رو طوری اهلی می کنه که نظم جامعه رو بهم نزنن. خلاصه، تو قرن هیجدم اون چیزایی که تا اون موقع جامعه رو داشتن حفظ می کردن کم کم کارایی شون رو از دست دادن. چند نفر پا شدن گفتن چی کار کنیم چی کار نکنیم؟ و جامعه شناسی رو کم کم درست کردن. البته اون موقع خودشون هم درست نمی دونستن دارن چه کار می کنند. بنا بر این، جامعه شناسی اول بار با این هدف کم کم رشد کرد که یه فکری برای آشفتگی اجتماعی بکنه. البته همون موقع ها هم حضرت مارکس داشت یه چیزای دیگه ای کشف می کرد که موضوع رو از یه بعد کاملن متفاوت نشون می داد.

خوب بله البته این یه تحلیل کاملن سطحی و ساده ست.

۲- مارکسیستها که دل سوز آدمای فقیر بیچاره بودند لطف کردند و راه کارهایی برای نابودی سرمایه داری پدرسوخته پیدا کردند. بعد راه کارهاشون رو توی کتاباشون چاپ کردند. بعد این آقای سرمایه داری رفت کتاباشون رو خوند و فهمید می خوان چه کار کنن. و برای هر راه کار اونا یه تله ی جدید ساخت!

خوب بله البته...!

کارل مارکس

 

+   Wed 28 Oct 2009    اومان  | 

دریا دادور

 

                          کنسرت ترنتو:

دانلود از RapidShare

دانلود از MediaFire

  

+   Tue 27 Oct 2009    اومان  | 

Astrakan Cafe

 

کافه آستاراخان ــ انور ابراهیم (سه نوازی)

 

Anouar Brahem oud

Barbaros Erköse clarinet

Lassad Hosni bendir, darbouka

 

دانلود آلبوم از RapidShare

 

 

+   Tue 27 Oct 2009    اومان  | 

باز آمدم - رعنا فرحان

+   Tue 27 Oct 2009    اومان  |